تبليغاتX
دوست من

  برای همین تویی که پاسخ یکی از سوالات امروزت این است

 که : من برای از تو نگفتن هنوز جوانم!
من چگونه از تو دور شوم ؟؟؟ تویی که آرام و بی صدا در دلم لانه کردی و حالا معصومانه به من نگاه می کنی ؟
تویی که تمام ذهنم را با یادت آغشته کرده ای ؟
نگاه تو آسودگی ست و آرامشی که مرا در یاد تو تسخیر می کند .
میدانی ! کاش میشد زیر بارانی که در دلم می بارید قدم می زدی و من فرصتی می یافتم تا حضورت را مرور کنم .
افسوس ..... تو نمی دانی اینجا پر از تکرار نام توست ....انگار اشیاء نام تو را زمزمه میکنند .
کاش میتوانستم صراحتم را در صداقت عجین کنم و بگویم دلم برایت تنگ است .    
عزیز غزلهای ننوشته ام  خودت بگو ...... تویی که سوژه و هدف زندگی ام شدی .....چه بنویسم در  این غروب بد رنگ ...... بی تو ؟؟؟؟
تو اولین و تنها کسی بودی که انگشتان احساسم را لمس کردی و بوسیدی و گفتی
تمام لبخند هایمان را می بوسی و غسل می دهی
و من دعا میکنم هرگز پایمان از ساحل نگاه همدیگر محو نشود .
عزیزکم :مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد.


بیا امشب دمی با من کنار بسترم بنشین
من از عشق تو می سوزم تو با خاکسترم بنشین
به اشک چشم و خون دل تو را من آرزو دارم
بیا همچون غبار غم به چشمان ترم بنشین
مرا گفتی که می آیم تو را باور نمی کردم
در این غم خانه هستی به باغ باورم بنشین
به حاتم خانه چشمم اگر دیدی غمی پنهان
قدم بردار از آن چشم و به چشم دیگرم بنشین
به جانم آتش عشقت ببین امشب چه می سازد
مرا دیدی اگر بی جان کنار پیکرم بنشین
زه آه آتش افروزم پیاپی شعله می بارد
بیا آب محبت شو به روی افکرم بنشین
مرا رسوا چو مجنون بیابان گرد می خواهی
مکن ای نازنین دیگر از این رسواترم بنشین

 

+ نوشته شده توسط فرحناز در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 18:22 |

چون طلاي ناب مرا بي منت از خاكم بكن

يك شبي را عاشقانه از هوس پاكم بكن

هر نگاهت موجي بر هر تخته سنگ پيكرم

پر تلاطم تر زپيشم غرق امواجم بكن

بي منت از خاكم بكن

از هوس پاكم بكن

غرق امواجم بكن

مي پسندم بازوانت را به دور شانه ام اول كارم هنوز فكر سر انجامم بكن

باتومن درشب خيال ديگري دارم به سر همچو شبگردي مراازخواب بيدارم بكن

بي منت از خاكم بكن

از هوس پاكم بكن

غرق امواجم بكن

فكر سر انجامم بكن

از خواب بيدارم بكن

دوست دارم همچوپيچك برسراپاي تو پيچم

باز امشب چون گل وحشي شدم رامم بكن

شبنمي شو بوسه بر گلبرگ اندامم بزن بوسه بارانم بكن، بي تاب بي تابم بكن

بخت وقسمت رابگو دستي به دست هم دهند

دست به دستم ده كنارسايه ات خوابم بكن

بي منت از خاكم بكن

ازهوس پاكم بكن

غرق امواجم بكن

فكرسرانجامم بكن

ازخواب بيدارم بكن

چون گل وحشي شدم رامم بكن

بي تاب بي تابم بكن

دركنار سايه ات خوابم بكن

+ نوشته شده توسط فرحناز در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 22:55 |


Powered By
BLOGFA.COM